آرشیو ماهانه:
. May 2008
. April 2008
. March 2008
. February 2008
. January 2008
. December 2007
. November 2007
. October 2007
. September 2007
. August 2007
. July 2007
. June 2007
. May 2007
. April 2007
. March 2007
. February 2007
. January 2007
. December 2006
. November 2006
. October 2006
. September 2006
. August 2006
. July 2006
. June 2006
. May 2006
. April 2006
. March 2006
. February 2006
. January 2006
. December 2005
. November 2005
. October 2005
. September 2005
. July 2005
. May 2005
. April 2005
. March 2005

Design: Asreen
Powered by: Movable Type 3.2

© Copyright by Asreen.com 2001-2008
RSS 2.0

»»

یه وقتایی کار یدی از نون شب هم واجب‌تره!

لینک | ئه‌سرين | May 12, 2008 11:59 AM | نظر (1)| هرچی
 
»»

خوب بمون
نه به‌خاطر من، نه به‌خاطر ما
به‌خاطر همین اندک آرامش نسبی
به‌خاطر چشمی که نمی‌پره
به‌خاطر دلی که مدام شور نمی‌زنه
به‌خاطر شبهایی که بالش یعنی آرامش، نه صدا خفه‌کن
به‌خاطر بزرگ شدن فاصله‌ی دیوار که در هر رفت و برگشت دیرتر بخوری بهش
به‌خاطر اون خنکی سیال میان این همه حجم آتشین
به خاطر خودت و چرا كه نه؟ اصلا براي ما
بمون، خوب بمون

لینک | ئه‌سرين | May 9, 2008 10:55 PM | نظر (6)| نه‌،قصه
 
»» یه‌نفر بیشتر نیستیم!

من از همین تریبون از همه کسانی که اینجارو می‌خونن و هنوز منو ندیدن و فکر می‌کنن با چه آدم ملایمی روبرو خواهند شد و بعد نمی‌شن و یا اونا که من ِ شلوغ و سربه‌هوا و وحشی‌رو می‌شناسن و بعد اینجارو می‌خونن و با یه آدم کاملا متفاوت روبرو می‌شن عذر می‌خوام بابت این تناقض ِ به اندازه یه سیاهچاله عمیق!
الآن یکی از دغدغه‌های من اینه که آبرو خودمو باید حفظ کنم یا وبلاگمو؟! دونقطه‌دی

لینک | ئه‌سرين | May 9, 2008 01:30 PM | نظر (7)| هرچی
 
»»

يك دم، فقط يك دم، حس مي‌كني كه در اين دنيا تنهايي و براي هميشه تنها باقي خواهي ماند.

لینک | ئه‌سرين | May 7, 2008 01:19 PM | نظر (7)| هرچی
 
»»

شمایی که راجع به قطعیت و مطلق بودن اینقدر مطمئن حرف می‌زنید و حکم می‌دید، تاحالا راجع به "حدود" چیزی شنیدید؟

لینک | ئه‌سرين | May 6, 2008 02:06 PM | نظر (3)| هرچی
 
»»

نمی دونم کی براش آف گذاشته بودم که روبراهی؟
چندشب پریشب ها نصف شبی که تازه چراغ این دور و بر رو خاموش کرده بودم و چشمام رفته بود که بخوابه، موبایله لرزید بی شماره! تا گفتم بله یکی داد زد که ببین ما و امثال ما هیچوقت نمی تونیم مثل یه آدم عادی اینوریا رفتار کنیم. حالیته؟ حتی تو دوست داشتنمون هم یه جای کارمون لنگ می زنه! حتی تو اون اوج لذت و خواستن!
بعد تازه یادش افتاد که هه هه! راستی سلام این جواب اون آف‌لاینت بود.

لینک | ئه‌سرين | May 6, 2008 10:07 AM | نظر (2)| هرچی
 
»» آنگاه درد، جان را می‌پروراند

نمی‌دونم ما زندگی نکردیم یا شما؟
وقتی می‌شینید تعریف می‌کنید از سختیها و مشکلها و ترسها که خیلی‌هاشون برا من عجیبند و خنده‌دار، با خودم فکر می‌کنم الآن خوبه که من اینجوری اینجام یا نه؟ اینی که من الآن هستم، اینی که جبر زمان و موقعیت و شرایط زندگی ازم/مون ساخت خوبه یا بد؟ اگه خوبه اینا چیه هرازگاهی دلمو چنگ می‌ندازه؟ که یه‌چیزی یه‌جایی باید می‌بود، باید باشه که نبود و نیست! اگه شما درستید پس من/ما چی هستیم؟
ما خیلی کرگدن مآبانه بزرگ شدیم یا شما زیادی سوسول؟

لینک | ئه‌سرين | May 5, 2008 03:00 PM | نظر (1)| هرچی
 
»» فراخوان جشنواره نوآوری و شکوفایی

در پی استقبال از برگزاری جشنواره وبلاگی نوآوری و شکوفایی به بهترین نوآور، نماد زرین ِ نوآور شکوفا شده اهدا خواهد شد.
شایان ذکر است جایزه‌ی مورد بحث به کسی اهدا خواهد شد که بیشترین نتیجه از جستجوی گوگل به سمت وبلاگ او هدایت شده و جستجو کننده را هرچه بیشتر به سمت باغچه هدایت کند که ملاک این سنجش موتورهای جستجو خواهند بود. ضمنا دبیرخانه‌ی دائمی ستاد و فراکسیون تی‌آی نیز باید او را تایید کنند.
درهمین راستا، از طراحان و اساتید فن دعوت می‌شود طرحهای پیشنهادی خود را برای نماد ِ زرین ِ نوآور شکوفا شده ارائه دهند.

با تشکر
نماینده حقوق بشر و حافظ صلح مقیم در وبلاگستان و حومه
(با حفظ سمت) مدیریت محترم روابط عمومی
ئه‌سرین

لینک | ئه‌سرين | May 5, 2008 01:58 PM | نظر (3)| هرچی
 
»» عميد ِ 2008

سياست ِ زنانه = با دست پس بزن، با پا پيش بكش!

لینک | ئه‌سرين | May 5, 2008 01:58 AM | نظر (4)| هرچی
 
»»

زنده‌ام انگار، چون هنوز تو ابرها شکلهای تازه پیدا می‌شه.

لینک | ئه‌سرين | May 4, 2008 11:34 AM | نظر (7)| هرچی
 
»»

می‌گه اگه می‌خوای دووم بیاری بین این جماعت یا باید تو همون جاده‌ی اونا باشی ولی یه لاین دیگه و خودتو بزنی به دلقکیت و تحمل کنی که بهت بگن الکی‌خوش، یا بزنی کلا تو خاکی و یه جای خلوت واسه خودت گیر بیاری و اطراق کنی ولی تو راه خودت باشی و بذاری ازت بگذرن و بهت بگن سیب‌زمینی.

لینک | ئه‌سرين | April 30, 2008 11:06 AM | نظر (13)| هرچی
 
»» به همین سادگی، به همین خوشمزه‌گی!

بعد از این همه وقت بی‌خبری می‌خوای پاشی بیای اونوقت انتظار داری اگه گفتی خوبی بگم نه و بگی چرا؟ و بگم چرا و اونوقت حرف بزنیم و حرف بزنیم و بگی از چیزایی که نشده و ...
دوساعت رو هم هیچی نمی‌گیم به‌جز شرح خوشی و خداحافظ، برای حفظ آدمهایی که قبلا بودیم، برای به‌جا نذاشتن رد و نشون رو تن و فکر هم!

لینک | ئه‌سرين | April 29, 2008 11:32 AM | نظر (6)| هرچی
 
»»

you've been messy, where you shouldn't have been a messy
and now someone else getting all your best
These boots are made for walking
and thats just what they'll do
one of these days, these boots are gonna walk all over you
"11:14"

لینک | ئه‌سرين | April 28, 2008 10:07 PM | نظر (0)| هرچی
 
»»

یک آهنگهایی هستند که فقط صدا نیستند؛
خیابان‌ند: بلند، بی‌دریغ، وحشی
دست‌ند: ناگهان، مطمئن، اندازه
نفس‌ند: گرم، رام، مداوم
شعرند: زمزمه، همراه، نرم
کلام‌ند: ناگفته، ناشنیده، نانوشته
عطرند: آشفته، آشنا
آدم‌ند، آدم‌ند، آدم‌ند

لینک | ئه‌سرين | April 26, 2008 11:50 PM | نظر (10)| نه‌،قصه
 
»»

باشه تو بخواب، فقط من حرف مي زنم. می‌شه اقلا خُرخُر نکنی؟

لینک | ئه‌سرين | April 25, 2008 10:43 PM | نظر (3)| هرچی